عشقم با لگد مال کردن عزت نفسم و احساساتم با من کاری میکنه که برم، ولی اون فقط رفتن منو میبینه — کارهایی که با من میکنه رو نمیبینه.
«من همیشه تورو عشقم خطاب کردم» اما تو هیچ وقت اینجوری خطاب نکردی. نه در روزهایی که کنارت بودم، نه در شبهایی که برایت گریه کردم.
چون این رابطه یکطرفه بوده و از سمت تو هیچ حسی به من نداشتی. من برایت یک وجودِ اضافی بودم، یک گزینهی موقت، کسی که هر وقت خواستی میتوانستی لگدش کنی و بروی.
✦ حالا که میروم، تو فقط میبینی که «رفتهام»، اما نمیبینی که چقدر له شدهام، چقدر زیر پایت خُرد شدهام، چقدر از خودم بریدهام تا عشق تو را به دست بیاورم — عشقی که هرگز مال من نبود.